*************************
دل و به هر کس که میدی اولش بهت وعده میده
می بره اونو میشکنه شکسته بهت تحویل می ده
صبح تا غروب با این دلم جنگ و گریز دارم هنوز
نمی دونم چطور باید دل و بدم به نرخ روز
طفلکی دل یاد نگرفت چطور باید حالیش کنم
می گه اگه عشق نباشه بدون عشق من چه کنم
دیگه نمیخوام عشق تورو وعده هاتو بردار برو
کتاب تو کهنه شده دلم می گه:
برو...
برو ...
واسه ی این دلواپسی یه راهی پیدا می کنم
این بار دیگه خوب می دونم تو جاده ی عشق چه کنم
*************************

*************************
شوق سفر:
شوق سفر نداشتی قصد گذر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي
رفتي و توي قلبم يادتو جا گذاشتي
روي تمام حرفات يكدفعه پا گذاشتي
يكدفعه پا گذاشتي
بي تو كدوم ستاره پا به شبم بزاره
ابر كدوم آسمون رو تشنگيم بباره
بي تو چي مونده با من
جز يه صداي خسته
جز يه نگاه خاموش
جز يه دل شكسته
بال و پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي
پر زدي و نديدي بال سفر نداشتم
گفتي رها شو اما
من ديگه پر نداشتم
كوه غمو رو شونم
ديديو بر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي
*************************